سیزده به بر من - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 20:45
برای من که از روز اول تو را عاشقانه و بی صبرانه و مشتاقانه و بی تردید انتخاب کردمبرای من که صلابت در شخصیت و جذابیت در کلامت مرا ناگهانی و بی درنگ به سمت تو سوق داد برای من که اینگونه عقل را به بادیه دادم تا چون و چرا و منعی در کارمان نیوفتدبرای من که اینگونه عاشقانه تو را برگزیدم و پرستیدم تحمل این...
اتوبوس شب - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 20:45
پاییزآمده است و من بخاری های خانه را روشن کرده ام،،،، حتیسوختن گاز بخاری هم یارای گرم کردن خانه را ندارد تا تو نیایی این خانه از سرما و سوت و کوریش کاسته نمی شوددر نبودت یک موی سپید مهمان سرم شده استآن هم یادگار روزهای نبودن توستخانه را آب و جارو کرده ام برای آمدنتهمه ی خانه نو نوار شده استلباس های ...
چهل و هشتمین چوب خط - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 20:45
چهل و هشتمین چوب خط... دلم برای خنده های از ته دلت تنگ شده است، بلند بخند و این دنیا را با همه دونیتش به سخره بگیر، بگذار این چند صباح عاشقانه مان خوش باشیم، ظهور اولین برف های سپید روی سرمان مبارک باشد، چه خوش که این ها را در سال های سپید و عاشقانه ی در کنار تو سپید کنم، حال می خواهد آسیاب باشد و ی...
به امید دیدار - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:14
حدود هشت روز از نبودنت می گذرد و در اوج گرمای این فصل سرمای عجیبی مرا احاطه کرده استسرمای روح سرمای ناشی از نبودنتفصل خزان همیشه پاییز نیستگاهی می تواند رفتن و نبودن هایی باشد که بودنشان گرمابخش استشروع فصل خزان من نبودن توست صدای خش خش برگ های زرد و خشک پاییز من تپش های بی هنگام است، سوز و سرمای ای...
فقدان تو - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:14
نه اینکه دلتنگی امانم را بریده است، منتظر فرصتی شکست خورده یا موقعیتی سخت می گردم تا همه را به نبودنت پیوند دهم و بنشینم و آهی و عزایی بگیرمهر روز که می گذرد چهره ات را بیشتر فراموش می کنم و این یادآوری به یمن مرور عکس هایت میسر می شودقول داده بودم که عصبی و ناراحت نباشماما زده ام زیر همه چیز،،،،،من...
سیزده به بر من... - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:14
برای من که از روز اول تو را عاشقانه و بی صبرانه و مشتاقانه و بی تردید انتخاب کردم برای من که صلابت در شخصیت و جذابیت در کلامت مرا ناگهانی و بی درنگ به سمت تو سوق داد برای من که اینگونه عقل را به بادیه دادم تا چون و چرا و منعی در کارمان نیوفتد برای من که اینگونه عاشقانه تو را برگزیدم و پرستیدم تحمل ا...
اتوبوس شب.... - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:14
پاییزآمده است و من بخاری های خانه را روشن کرده ام،،،، حتی سوختن گاز بخاری هم یارای گرم کردن خانه را ندارد تا تو نیایی این خانه از سرما و سوت و کوریش کاسته نمی شود در نبودت یک موی سپید مهمان سرم شده است آن هم یادگار روزهای نبودن توست خانه را آب و جارو کرده ام برای آمدنت همه ی خانه نو نوار شده است لبا...
چهل و هشتمین چوب خط... - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:14
دلم برای خنده های از ته دلت تنگ شده است، بلند بخند و این دنیا را با همه دونیتش به سخره بگیر، بگذار این چند صباح عاشقانه مان خوش باشیم، ظهور اولین برف های سپید روی سرمان مبارک باشد، چه خوش که این ها را در سال های سپید و عاشقانه ی در کنار تو سپید کنم، حال می خواهد آسیاب باشد و یا گرد ایام،،،،مهم این ا...
ممنون از همه شما - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 21:26
ممنون از همه شما این روزها سر در گم اتفاقات پیاپی هستم،تلاقی افکار مشوش و نگران همگان با منتمنا های هر سویه دیگران برای تمنای منتوسل های پیاپی و هرسویه که از گوشه و کنار به گوش می رسدبه راستی چند نفر برای من دست به دعا برداشتندمدیون چه تعدادی هستمنکند لطفشان را بر باد دهمبر باد فراموشیمباد که ناسپاس...
تقدیم... - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 12:37
همه داشته هایم ونداشته هایی که روزی به آنها خواهم رسید وهمه نداشته های جا مانده در آرزوهایم ، تقدیم به آنکه چهره اش را در پس دست کاری های عکاسانه به گمنامی فرا می خوانم، تقدیم به آنکه صبورانه و مشتاقانه صعود مرا نظاره گر است تقدیم به آنکه هرگز به گرد داشته هایش نخواهم رسید حول حالنا در کنار تو معن
همین جوری... - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 12:37
انسانها موظفند برای آرامش خود و دیگران تلاش کنند انسانیت ایجاب می کند که سپاسگذاری به نسبت نا سپاسی ستوده تر است اصلا آدمی را آفریده اند که مثبت بیاندیشد که خطاهای دیگران را نادیده بگیرد که عاقلانه و با تدبیر و با یک چشم انداز صد ساله زندگی کند کلامش ، لحنش و در خلوت، افکارش نسبت به دیگران مثبت باشد
من حساس شده ام... - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 12:37
حقیقتش را بخواهی نمی دانم از کجا شروع شده است اما احساس می کنم این جزء نگری و حساسیت های نکته به نکته ام از حوالی نوجوانی آغاز شدزمانی که در فکر های نو پای خود تصمیم گرفتم برای اینکه بعدها شرمنده خود و اطرافیانم نشوم و یا به عبارت دیگر از حداقل زمان حداکثر بهره برداری را داشته باشم حرف های مناسب د
ذوق من... - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 12:37
تو همانی هستی که سالها در نظرم سوار بر اسب سپید و با لبخندی معذب و مهربان می آمدی تو همانی هستی که من نیمه عمر باقی مانده ام را با او متصور شده بودم همانی که مهربانیش تمام نشدنیست و بزرگواری اش همیشگی و بی متنهاست همانی که سکوت، منتهای خشم های نادرش است همانی که باطنش صد برابر ظاهرش فریاد تقوا دارد.
يك داستان عاشقانه - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 12:37
قهر بودیم، درحال نماز خوندن بود...نمازش که تموم شد، هنوز پشت به اون نشسته بودم...کتاب شعرش رو برداشت و با یه لحن دلنشین شروع کرد به خوندن...ولی من باز باهاش قهر بودم!!!!!کتابو گذاشت کنار...بهم نگاه کرد و گفت:"غزل تمام...نمازش تمام...دنیامات،سکوت بین من و واژه ها سکونت کرد!!!!"باز هم بهش نگاه نکردم.
دوست قدیمی... - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 12:37
دلم هوس یک دوست قدیمی کرده یک رفیق شش دانگ یک آرام دل کسی که امتحانش را در رفاقت پس داده ودیگر محک زدن وزیرو رو کردنی در کار نباشد رفیقی که من نگویم و او بشنود بخندم وحجم بغض را در خنده ام ببیند رفیقی که بگویمش برو امـــــــا بـــــــــماند که نرود .... + نوشته شده در دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ساعت 21:1 توس...
عاشقانه من با تو - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 12:37
حقیقت این است که بعضی روزها دگر تکرار نمی شوند، آفریده شده اند برای یک تکرار و حسرت های مدام در پسشان،این روزها دلم برای گرفتگی دلت گرفته است، نمی دانم چگونه می توان جلایش داد، دلم برای خنده های از ته دلت تنگ شده است، بلند بخند و این دنیا را با همه دونیتش به سخره بگیر، بگذار این چند صباح عاشقانه مان
سکوت های مکرر - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 12:37
حقیقت این است که من در سکوت های مبهم خود غرق شدم و در تنهایی وصف ناشدنی دنیای خود به انزوا نشستم و این انزوا به کامتان خوش نیامد،،،مرا که لاجرم به این انزوا پناه آورده بودم را ترد کردیداکنون زمان آن است که با نبودم از اندوهتان بکاهم و بدینسان خود را نیز به میهمانی آرامش درونم دعوت کنم،،،،روزی می آید
بگشای در که قند فراوانم آرزوست... - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 12:37
نا امیدی الزاما پایان راه نیست،اغلب فرصتی است برای فکر کردن در یافتن یک راه فرارپیدا کردن یک روزنه امیدپیدا کردن کوچکترین بهانه برای دست یابی مجدد به راه شکست خوردهاصولاً از هر در بسته ای می توان درب هایی رو به آسمان یافت، درب هایی همیشه باز دربایی که اگرچه ورود به آن ممکن است با آرزوهایت بی تطبی
برایم بمان - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 12:37
الهه مهربانی من،سکوت ها و محبت هایت مکرر است، نه هرگز اعتراضی از کاستی ها داری و نه هرگز فریادی از محبت هایت،این دو تضاد را چگونه در خود هضم کنم وقتی که این روزها این خصلت آدمی کم یاب و باورنکردنی است...از خوابی که روزهای اول زندگیمان دیدم، گمان بردم که خدا به تو مشتاق تر از من است،،،امیدوارم که برا